زمان به شدت میگذرد و هیچ خیالی برای ایستادن ندارد باید سریع بود...
خیلی از کارها روی زمین مانده اند و ....
چقدر ساده انگارانه همه چیز ساده است و ما در پیچیدگیهای ذهنی خود سخت پیچیده ایم.
همه چیز به خود وابسته است... ذهن است و دیگر هیچ ....
چه نشانه ای برای تغییر وجود دارد....
خیلی زود دیر میشود...
برچسب:
نویسنده: آرتین بختیاری
برچسب:
نویسنده: آرتین بختیاری
این روزها که برای چاپ کتاب تلاش میکنم و نبود ساختارهای محکم و حساب شده برای بررسی کارهای فرهنگی و اتفاقات این روزها بیشتر به خود می گویم که باید دنبال معنا رفت؟ چرا همه چیز با عشق معنا میشود؟
آیا کتاب سمان و عینک شکسته اش جواب سوال را میدهد؟
برچسب:
نویسنده: آرتین بختیاری
قبلا هر روز مینوشتم و تحلیل میکردم چون خوب میدیدم و میخواندم اما گذر عمر سبب شده است که در گوشی نشسته و مسیر رود کم آب را نظاره گر باشم.
برچسب:
نویسنده: آرتین بختیاری
برچسب:
نویسنده: آرتین بختیاری
برچسب:
نویسنده: آرتین بختیاری
برچسب:
نویسنده: آرتین بختیاری
برچسب:
نویسنده: آرتین بختیاری
برچسب:
نویسنده: آرتین بختیاری
مدتها بود که در وبلاگ ننوشته بودم ولی به هر حال همیشه بهانه هایی هست...
برچسب:
نویسنده: آرتین بختیاری
برچسب:
نویسنده: آرتین بختیاری
برچسب:
نویسنده: آرتین بختیاری