خرید بک لینک

زمان به شدت میگذرد و هیچ خیالی برای ایستادن ندارد باید سریع بود...

خیلی از کارها روی زمین مانده اند و ....

چقدر ساده انگارانه همه چیز ساده است و ما در پیچیدگیهای ذهنی خود سخت پیچیده ایم.

همه چیز به خود وابسته است... ذهن است و دیگر هیچ ....

چه نشانه ای برای تغییر وجود دارد....

خیلی زود دیر میشود...

برچسب: نویسنده: آرتین بختیاری تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 16:22

کتاب سمان و عینک شکسته اش یک روایت متفاوت از دنیای عاشقی است که نگاه متفاوتی به داستانهای عاشقانه دارد و بریک داستان عاشقانه با روایتهای مختلف تحلیلهای روانشناسانه ارائه شده است.در پیش گفتار این کتاب میخوانیم:پانزده سال گذشته است. انگار همه چیز تازه است. هنوز تمام ماجراها، جلسات و دورهمیxadها در ذهنم مرور میxadشود. شهاب یکی از هم اتاقیxadهای خوابگاه دانشگاهم بود. شهاب درونگرا و گوشه xadگیر، مغزی پر از داستان و در عین حال مهربان بود. هیچ وقت در بحثxadهای شبانه خوابگاهی و مردانه ما شرکت نمیxadکرد اما در یک شب بارانی موقع آشپزی وقتی اکثر بچهxadهای خوابگاه به شهرستان رفته بودند، راز دلش را باز کرد و این گفتxadوگو آغازی برای رفاقت ما و بیان رازهای زندگی شد. همانجا بود که تحلیلxadهای روانشناسانه برای او ارائه میxadدxadادم و سعی میxadکردم به او کمک کنم. شهاب انگار ذاتا عاشق پیشه بود و عاشقی کردن را دوست داشت. در مکالماتی که با شهاب داشتم و شرح زندگیxadاش را میxadشنیدم، سعی میxadکردم با تحلیلی صحیح کنار او باشم. وقتی شهاب تصمیم گرفت با کوله باری از داستانxadها و سوالxadهای بی جواب از ایران برود، فهمیدم در کار خود موفق نبودهxadام و وجدانم از این قضیه ناراحت بود. همین انگیزهxadای شد که روانشناسی را هم به رشتهxadهای تحصیلی خود اضافه کنم و دستی بر قلم ببرم.حدودا هفت سال بعد از دوره فارغ التحصیلی فردی به نام رها که شمارهxadام را از شهاب گرفته بود، با من تماس گرفت و خواست راجع شهاب صحبت کنیم. تماس رها در یک عصر تابستان زمانی که در ایوان خانه مشغول مطالعه بودم سرآغازی برای نوشتن و برگزاری جلسات هفتگی پیرامون عشق بود. شهاب قبل از رفتن از ایران با رها تماس گرفته بود. رها خواننده وبلاگی از شهاب بود که من از آن بی اطلاع بودم. رها دنبادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین بختیاری تاريخ: شنبه 1 مهر 1402 ساعت: 11:39

اگر بنا بر نظم بود جهان به وجود نمی آمد و اما در زمینی که همه آدمهای کوچک روی آن زندگی میکنند چه جایی برای پرواز است؟!

البته شاید جاناتان هم به پرواز فکر کند؟!

برچسب: نویسنده: آرتین بختیاری تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 17:55

این روزها که برای چاپ کتاب تلاش میکنم و نبود ساختارهای محکم و حساب شده برای بررسی کارهای فرهنگی و اتفاقات این روزها بیشتر به خود می گویم که باید دنبال معنا رفت؟ چرا همه چیز با عشق معنا میشود؟

آیا کتاب سمان و عینک شکسته اش جواب سوال را میدهد؟

برچسب: نویسنده: آرتین بختیاری تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 17:55

گاهی این جا هر حرفی در ذهن تراوش میکرد مینوشتیم و خواننده های آشنا و غیر آشنا داشتیم. 

الان در جایی در این اقیانوس بی کران حرفها گم میشوند و گاهی مثل یک ستاره نمایان میشوند. 

برچسب: نویسنده: آرتین بختیاری تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 16:08

قبلا هر روز مینوشتم و تحلیل میکردم چون خوب میدیدم و میخواندم اما گذر عمر سبب شده است که در گوشی نشسته و مسیر رود کم آب را نظاره گر باشم.

برچسب: نویسنده: آرتین بختیاری تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 16:08

یک آهنگ آرامشبخش در گوشم طنین انداز است. انگار صدای آب با صدای وزش باد، هارمونی ترین ترانه را به هستی ارمغان میبخشند. میخواهم بنویسم. میخواهم هرچه در ذهنم میگذرد را بازگو کنم. صبر میکنم. انگار نباید هادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین بختیاری تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 0:58

شب خوبی داشته باشین! در معلق ترین، آشفته ترین، ریلکس ترین، چالش طورترین روزها و شبها به سر میبرم. دست و حضور خدا در تمامی این لحظات حس میشود. به قول رضا کسی که برای تمام ساعات روز و شبهایش برنامه دارادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین بختیاری تاريخ: سه شنبه 14 اسفند 1397 ساعت: 17:59

آخرین مطالب همینان recently story of Haminan دفاع شریف طلب حلالیت با دستهای خالی اهواز تسلیت شب خوبی داشته باشین! چه آسان ننگ میخوانند نیرنگ زلیخا را یک روز نه چندان بخصوص چقدر حقوق بدهیم یا بگیریم؟ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین بختیاری تاريخ: سه شنبه 14 اسفند 1397 ساعت: 17:59

دارم برگه هایم را دور میریزم! برای خودم یادداشت هایی نوشته بودم. سوالهایی که باید میپرسیدم. نکته هایی که از کتابهای مختلف جمع آوری کرده بودم و روی کاغذهایی نوشته بودم. چندباری از رویشان خوانده بودم. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین بختیاری تاريخ: سه شنبه 14 اسفند 1397 ساعت: 17:59

آهستگی – کتاب در تقدیر از آهستگی نوشته کارل هونره-ترجمه دکتر حمید نجارزادگان کتاب در تقدیر از آهستگی چه میخواهد بگوید؟ متن سخنرانی TED کارل هونره در این جا آورده شده است! همین سخنرانی باعث شد تا با جادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین بختیاری تاريخ: سه شنبه 14 اسفند 1397 ساعت: 17:59

در آستانه 6 سالگی وبلاگ و 2 سالگی همینان

مدتها بود که در وبلاگ ننوشته بودم ولی به هر حال همیشه بهانه هایی هست...

برچسب: نویسنده: آرتین بختیاری تاريخ: سه شنبه 14 اسفند 1397 ساعت: 17:59

وقتی کمتر کتاب بخوانیم، کمتر مینویسیم، اما زندگی تنها کتاب خواندن یا نوشتن نیست. ما میخوانیم و مینویسیم تا درک بهتری از زندگی داشته باشیم. یکی از سوالهای مهمی که افراد دغدغه مند از خود خواهند پرسید، اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین بختیاری تاريخ: سه شنبه 14 اسفند 1397 ساعت: 17:59

جستاری در منابع علمی و خبری برای خشک شدن دریاچه ارومیه و بحران های زیست محیطیدر دفتر کارم روی صندلی مشکی رنگ، پشت میز قهوه ای نشسته ام و با تیک تیک ساعت، مشغول خط خطی کردن کاغذ رنگ پریده ای هستم. پردهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین بختیاری تاريخ: سه شنبه 14 اسفند 1397 ساعت: 17:59

صفحه بندی